شهمردان بن أبى الخير رازى

62

روضة المنجمين ( فارسى )

شرف ستارگان در برجها : شرف ستارگان در معرفت تقويم گفتيم هر ستاره [ ى ] را كجاست از برج و درج و بعضى گفته‌اند كه همه برج شرف آن ستاره بوذ و بعضى گفته‌اند تا بذان درجه نرسذ شرف نباشذ امّا بيشترى گويند كه همه برج شرف است لكن غايت آنست كه بچندان درجه رسذ و پيوستن بذان درجه بهتر است از برگشتن چه پيوستن رسيذن است و برگشتن غايب شذن . و شرف ( 54 ) رأس و ذنب [ را ] پس قوّتى نذانم و همچنانك مقابله خانه و بال بوذ مقابله [ برج و درج ] شرف [ را ] هبوط خوانند و شرف جاى بلندى و عزّ است و هبوط جاى انحطاط و ذل . بخشش دوازده برج از طبع و مزاج و موافقت ديگر حجتها : برجها [ را ] از جهت موافقت و سازگارى طبع به چند گونه ببخشيدند بهرى راست و بهرى مخالف و هرچند [ كه ] در جدول بيايذ ، صواب‌تر آن ديذم كه بعضى بگويم تا معلوم گردذ كه نهاذ چگونه است . بدانك از اوّل حمل تا آخر سنبله شمالى خوانند و از اول ميزان تا آخر حوت جنوبى ، و همچنين از اوّل جدى تا آخر حوت صاعد فى الجنوب گفتند كه روز زيادت پذيرذ از سوى جنوب ، و از اوّل حمل تا آخر جوزا را صاعد فى شمال گفتند [ كى زيادت ] از سوى شمال پيذا آيذ و هردو را بهم نيمه صاعد خوانند كه آفتاب در فزونى بوذ و روز در زيادت . و بخلاف اين از اوّل سرطان تا آخر سنبله هابط فى الشمال ، و از اوّل ميزان تا آخر قوس هابط فى الجنوب و هردو را بهم نيمه هابط گويند كه روز در نقصان بوذ و نيمه هابط « 1 » را مستقيم الطلوع خوانند چه بخش خويش از تيرست و شصت درج تمام دارذ و فزون‌تر ، اى « 2 » هر برجى سى درج نيمه صاعد « 3 » را معوّج الطلوع گويند كه از بخش خويش باز مانذه است و اين در مطلع بروج پيذا آيذ . و هرسه برج را بر يكى نسق فصلى از سال دانند . حمل و ثور و جوزا [ را ] ربيعى خوانند اى « 2 » بهارى و اين بر طبع كوذكى بوذ گرم و تر . دوم سرطان و اسد [ و ] سنبله صيفى اى « 2 » تابستانى و اين بر طبع غايت برنايى بوذ گرم و خشك . سوم ميزان و عقرب و قوس ( 55 ) خريفى اى « 2 » پاييزى و اين بطبع كذخدايان بوذ سرد و خشك . چهارم جدى و دلو و حوت

--> ( 1 ) . در ساير نسخه‌ها « صاعد » آمده است . ( 2 ) . اى - يعنى ( 3 ) . در ساير نسخه‌ها : « هابط » آمده است .